عشق يعني حسرت شبهاي گرم
عشق يعني ياد يک روياي نرم
عشق يعني يک بيابان خاطره
عشق يعني چهار ديوار بدون پنجره
عشق يعني گفتني با گوش کر
عشق يعنب ديدني با چشم کور
عشق يعني تا ابد بي سرنوشت
عشق يعني آخر خط بهشت
عشق يعني گم شدن در لخظهها
عشق يعني آبي بي انتها
عشق يعني يک سوال بي جواب
عشق يعني راه رفتن توي خواب

![]()
\EXE (2).gif)
![]()

.gif)

عاشق عاشق تر
نبود در تار و پودش ديدي گفت عاشقه عاشق
@@@@@@@ نبودش @@@@@@@@@
امشب همه جا حرف از آسمون و مهتابه ، تموم خونه ديدار اين خونه
فقط خوابه ، تو كه رفتي هواي خونه تب داره ، داره از درو ديوارش غم
عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ، بيا بر گرد تا ازعشقت
نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش
حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و گنجشك كلاغاي
سياه پوشن ، چراغ خونه خوابيده توي دنياي خاموشي ، ديگه ساعت رو
طاقچه شده كارش فراموشي ، شده كارش فراموشي ، ديگه بارون نمي
باره اگر چه ابر سياه ، تو كه نيستي توي اين خونه ، ديگه آشفته
بازاريست ، تموم گل ها خشكيدن مثل خار بيابون ها ، ديگه از
رنگ و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت
گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم
گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو
به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري
گفتم كه تو مي دوني،سرخاك
تو مي ميرم ، ولي
تا لحظه مردن
نمي گيرم
دل از
تو





![]()
\desert_template_banner[1].jpg)
![]()

عیدشما مبارک


























![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نيمروز...![]()
نيمروز...![]()
بيآنکه آفتاب را در نصفالنهار ِ خوفانگيزش بازببينيم،![]()
در پس ِ ابرهاي ِ کج، نقابهاي ِ گول و پردههاي ِ هزارانريشهگي![]()
باران آيا![]()
زمان از نيمروز ِ موعود گذشته است![]()
و شب ِ جاودانه ديگر، چندان دور نيست؟![]()
و ستارهگان، در انتظار ِ فرمان ِ آخرين به سردي ميگرايند![]()
تا شب ِ جاودانه را غروري به کمال بخشايند؟![]()








تپه های شنی باوزش بادجابجامی شوند![]()
ولی صحرا همیشه صحرامی ماند![]()
این است![]()
![]()
افسانه:عشـق![]()






زندگی فریادبلندی است بنام آه
رنگی زردی است بنام غــــــم
شیشه شکسته ای است بنام دل
مرواریدغلتانی است بنام اشک

\a_[1].jpg)
مـــراصدبـارازخــــودبـرانـــی
دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشانی
دوستت دارم
چـه ســودازمهـــرورزیــدن
چه حاصل ازوفاکردن
مـرالایـق بـدانی یانـدانـی
دوستت دارم

أگه سَـــبزم أگه جَنگــل
أگه ماهی أگه دَریــا
أگه إسمَم همه جاهَست
روی لـبها تو کِتابــا
أگه رودَ م رودِ گـَنگَـم
مثـِل بـودا أگه پـاک
أگه نوری به صلـیبَم
أگه گـَنجی زیرخاک
واسه تــو قـدِای بَرگم
پـیش تو رازی بـه مَرگم
گربه گورستان خاطره ها
قدم میزاری
نرم وآهسته قـدم بردارتامباداخاطره ای زنــده شــود

